كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

274

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ آنان كه ايشان را داده‌ايم كتاب يَعْرِفُونَهُ مىشناسند رسول ص خداى را به حليه و صفتى كه مذكورست در توريت كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ همچنان‌كه مىشناسند پسران خود را به حليه و صفت ايشان مراد معرفتى روشن است آورده‌اند كه حضرت فاروق رض از عبد اللّه بن سلّام پرسيد كه معرفت شما مر حضرت ص را كه خداى از ان خبر مىدهد كه همچون معرفت فرزندان است بر چه وجه تواند بود ابن سلام رض گفت من به رسالت پيغمبر متيقن‌ترام از آنكه به صحت نسب پسر خويش چه اين را از توريت دانسته اما پسران را معلوم ندارم كه زنان چه ساخته‌اند عمر رض فرمود كه خداى توفيق رفيق تو گرداند اى عبد اللّه فقد اصبت و صدقت الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ كسانى كه زيانكار شدند در نفسهاى خود از مشركان و اهل كتاب فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ پس ايشان ايمان نمىآرند وَ مَنْ أَظْلَمُ و كيست ستمكارتر مِمَّنِ افْتَرى از كسى كه افترا كند و ببندد عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خداى دروغ را به‌آنكه ملائكه دختران اويند و بتان ما نزديك وى شفيع خواهند بود أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ يا آنكه تكذيب كند آيات او را كه قرآن است و آن را سحر و شعر و كهانت نام نهد إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ به درستى كه رستگار نشوند ستمكاران يعنى كافران وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً و ياد كن روزى را كه حشر كنيم همه ايشان را از عابدان و معبودان ثُمَّ نَقُولُ پس گوئيم از روى توبيخ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مر آنان را كه شرك آورده‌اند أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ كجااند خدايان شما كه شريك خداى مىساختيد الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ آنان را كه گمان مىبرديد كه شما را شفاعت خواهند كرد ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ پس نباشد معذرت ايشان إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گويند وَ اللَّهِ رَبِّنا به خداى كه پروردگار ما است ما كُنَّا مُشْرِكِينَ كه ما نبوديم شرك‌آورندگان و دروغ گويند و بدان سوگند ياد كنند مشركان چون روز قيامت مشاهده كرامات و علو مقامات اهل توحيد كنند بعضى مر بعضى را گويند بيائيد تا انكار شرك كنيم شايد كه ما نيز نجات يابيم پس سوگند خورند به خداى كه ما مشرك نبوده‌ايم حق سبحانه بر دهن‌هاى ايشان مهر نهد تا جوارح ايشان بر كفر ايشان گواهى دهند كه اليوم نختم على افواههم الآية انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا بنگر كه چگونه دروغ مىگويند عَلى أَنْفُسِهِمْ بر نفسهاى خود بنفى شرك از ان وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و گم گشت از ايشان ما كانُوا يَفْتَرُونَ آنچه بودند كه افترا مىكردند از شريك مر خداى را نقلست كه ابو سفيان و وليد و عتبه و شيبه و ابى بن خلف و برادرش با جمعى ديگر در موضعى از مسجد الحرام اجتماع نموده استماع قرآن خواندن حضرت رسالت‌پناه ص كردند پس نضر بن حارث را كه تواريخ ملوك عجم خوانده بود و اخبار گذشتگان يادداشت پرسيدند كه اين چيست كه محمد ص مىخواند آن لعين گفت كه من نمىدانم كه چه مىگويد الا آنكه لب مىجنباند و افسانه پيشينيان مىخواند چنانچه احيانا من هم بر شما مىخوانم اين آيت نازل شد كه .